محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1268
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
به قدر حاجت بياشامند و اكر كل تازهء آن نباشد از خشك آن يك چهار يك بكيرند نينب بكسر نون و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون و ياى موحّده بدانكه كويند قاعده است در فارسى كه لفظى كه در آن نون با باى موحّدهء ساكنه جمع شود با را بميم بدل ميكنند مانند دنب و سنب كه با را بميم بدل ميكنند و فون را براى خفّت در لسان مىاندازند دم و سم ميكويند و در نينب نيز چنين نمودند و در تلفظ نون ثانى را انداختند نيم ماند و آن درخت هندى است معروف و مشهور بزرك به مقدار درخت بيد و بزركتر از آن نيز مىشود و كلش مانند خوشه و وسط كلهاى زرد و با عطريت كمى و خوش منظر و ثمر آن به قدر سنجد بسيار كوچكى مدوّر با اندك طولانى و رسيده و پختهء آن تلخ با اندك شيرينى و آنچه حكيم مير محمّد مومن در تحفة المؤمنين نوشتهاند كه آن را در اصفهان سنجد كرخى نامند و در مازندران كنار و در بعضى بلاد معروف بدرخت توز است چندان اصلى ندارد و برك آن كوچك طولانى شرفهدار سر بركها تيز و مستعمل برك آنست و نزد اهل هند سرد در اول و خشك در دويّم و نزد بعضى معتدل و بخور برك آن جهت درد كوش و اوجاع مفاصل و تحليل ورام و التيام جراحات و نطول آن براى تحليل اورام و رفع اوجاع و نضج دماميل و نقوع و يا مطبوخ آب برك آن رافع صفرا و جذام و دماميل و بثور و قروح و جروح مجارى بول و رحم و مقعده و قطور عصارهء برك آن در بينى و كوش اب رفتن از بينى و كوش بازدارد با عسل خالص درد وجع كوش را تسكين ميدهد و جراحات آن را باصلاح مىآورد و مضمضهء آب برك تازهء آن و يا آب مطبوخ آن جهت تقويت لثه و درد دندان نافع و ضماد كوبيدهء آن جهت تحليل اورام حارهء رطبه و نضج دماميل و سائيدهء آن جهت رفع ثاليل و سحج جلد كه بسبب حركت و غير آن بهم رسيده باشد و رويانيدن كوشت زخمهاى عميق و با اندك نمك جهة خوردن كوشت فاسد زخمهاى كهنه و نو و تنقيهء چرك آن و چون بفتيله الوده در دهن زخمى كه دهن آن تنك باشد و خواهند كه كشاده كردد بكذارند باعث كشادكى و تنقيهء جوف آن ميكردد خصوص آنكه بر بالاى آن زخم تا به حدى كه ورم است برك سائيده كرم كرده ببندند و چون خواهند كه ملتئم سازند فتيله را با برك سائيده آن بىنمك الوده بكذارند و ضماد برك تازهء كرم كردهء آن خصوص كه در برك بيد انجير يا مرز پيچيده و در زير خاكستر كرم نمايند تا فى الجمله پخته كردد و يا در ظرفى كرده سر آن را بسته بر آتش بكذارند تا ببخار و رطوبت خود اندك نضجى يابد پس براورده بر اورام بندند موجب تحليل و يا نضج و انفجار انها ميكردد تا ماده چه قسم باشد و ليكن براى اورام حاره در برك موز و براى بارده در برك بيد انجير اولى است و شرب ثمرش به قدر يك مثقال حابس اسهال مزمن ازموده است و حكيم افضل در مجربات خود نوشته كه ثمر آن كرم و تر و ملين و سبك و رافع جذام است و شرب آب مطبوخ پوست آن مقدار دوازده مثقال مدر حيض بسته است و بتجربه رسيده [ حلواى برگ نينب ] حلواى برك نينب مقوى معده و هاضمه و رافع رطوبات معده و مفتح و مدر بولست صنعت آن بكيرند برك نيم را و در آب جوش دهند جوش كمى و آب تلخ آن را بريزند و باز جوش دهند و آب آن را بريزند تا تلخى آن بسيار كم كردد پس شكر را صاف كرده بقوام نقل اورند و بركهاى يك يك را در آن اندازند و بدان شكر الوده براورند و نكاه دارند و عند الحاجت به قدر احتياج تناول نمايند و اكر قدرى مشك و يا اندك عنبر و زعفران در آن داخل نمايند نيكو است [ دهن نينب ] دهن نينب جهة التيام جراحات و تحليل اورام مفيد و منافع بسيار دارد و كفتهاند كه نايب مناب روغن شيخ صنعانست صنعت آن بكيرند برم نيم را در شش وزن آن آب بجوشانند تا ثلث آن بماند و صاف نمايند با نيم وزن آن روغن كنجد جوش نمايند باتش ملايم تا آب برود و روغن بماند و اكر برك تازهء نيم را كوبيده آب آن را فشرده با نيم وزن آن روغن كنجد باتش ملايم طبخ نمايند تا آب رفته روغن بماند انفع است ليكن احتياط نمايند كه نسوزد [ دهن مغز تخم نينب ] و دهن مغز تخم آن جهت التيام زخمها خصوص زخم بينى و جرب و غيرها نافع صنعت آن مانند دهن كنجد است فصل در بيان مرهمهائى كه اصل و عمود در انها نينب است [ مرهم نينب كه اهل هند آن را مرهم حيات مينامند ] مرهم نينب اهل هند اين را مرهم حيات مينامند جهة اكثر جروح و قروح و نواصير در هر عضوى كه باشد بسيار مفيد است و بسبب سرعت التيام اثرى قوى كويا آب حيات و حياتبخش است صنعت آن موم سفيد دو درم روغن كاو يا كوسفند كه بهندى روغن ستور نامند بيست درم روغن را بر آتش كذارند پس بكيرند برك نيم تازه همان مقدار و سائيده قرصها مانند شامى كباب سازند و در آن اندازند و جوش دهند تا كف روغن سياه شود پس آن را بپالايند و موم را در آن بكدازند و نكاه دارند و عند الحاجت به كار برند و اين مرهم نيز براى زخم جرب و قوبا و زخمها كه رطوبت از انها تراوش كند و جراحتها كه اطبّا از علاج آن عاجز شده باشند به كار آيد و سودمند است [ مرهم نينب ديگر جهة التيام انواع زخمها ] مرهم نينب ديكر كه جهة التيام انواع زخمها و سوختكى آتش و زخم ابله نافعست صنعت آن بكيرند برك نيم تازه مقدار هفت و هشت توله و بسايند و قرصها سازند مثل شامى كبابى هر قرصى مقدار پيسه و در هشت نه توله روغن كاو تازه بريان كنند تا سوخته شود پس قرصها سوخته را براورده روغن مسطور را صاف كرده با آب سرد سه چهار مرتبه بشويند اكر تبريد مطلوب باشد و الا بدون عسل زيرا كه عسل قوت و حرارت آن را كم مىكند و استعمال نمايند نوع ديكر آب برك نيم مقدار سه چهار توله كرفته در هشت توله روغن كاو جوش دهند تا آب رفته روغن بماند به همان قسم شسته يا ناشسته استعمال نمايند و ناشسته بهتر و اقواست و بعضى مقدار پنج ششماشه ريوند چينى را بسيار نرم سوده در اين دو نوع اضافه مينمايند در اخر و نيز در تابستان براى بستكى و فى الجمله براى قوام آن قدرى موم كافورى داخل ميكنند مرهم نيم ديكر اقوى از اول صنعت آن بكيرند برك نيم تازه هشت توله و نرم سائيده قرصهاى كوچك بدستور شامى كباب سازند و دوازده توله روغن كنجد را براتش كذارند و قرصهاى نيم را در آن اندازند تا بسوزد پس قرصهاى سوخته را براورده دور نمايند و چهار توله موم كافورى در آن اندازند و از چوب درخت نيم برهم زنند تا كداخته كردد يك ماشه تنكار و يك توله قنبيل و دو ماشه توتياى اخضر هندى و يك توله برك حنا و يك توله عنب الثعلب همه را بسيار نرم سائيده به چوب نيم بدان ممزوج نمايند و فرود آورده به كار برند و اكر از آتش بركرفته ادويه را بان ممزوج نمايند بهتر است [ مرهم نيم كه از اسرار مكتومه است ] مرهم نيم كه از اسرار مكتومه است جهة ناصور و قروح مزمنه و ناصور و قروح چشم نيز سودمند است صنعت آن بكيرند روغن كاو تازه هر قدر كه خواهند و يكصد و يك مرتبه از آب بشويند پس در ظرف هفت جوش كه بهندى كانسارهش دهان كويند كرده برك نيم تازه بران ريزند و دستهء از شاخهاى بسيار باريك چوب نيم بهم بسته تا چهل روز مدام بمالند و چون رو به خشكى اورد باز آب برك نيم تازه داخل نمايند تا طاوسى رنك و سبز مايل بسياهى كردد و در همان ظرف يا از همان جنس قوتى ساخته نكاه دارند و عند الحاجت به كار برند مرهم نيم جميع زخمهاى كهنه را نافعست صنعت آن بكيرند روغن كاو چهل مثقال و مكرر آن را بشويند پس بكيرند برك نيمتر و بكوبند نرم و پنج مثقال از آن اقراص در روغن بيندازند و براتش نهند تا بريان شود و كف روغن سياه كردد آن را صافى نموده رال دو مثقال موم سفيد دوازده مثقال در حالتى كه نيم كرم باشد پس مرداسنك بسركهء انكورى كهنه سوده روسختج دمالاخوين سفيداب قلعى از هريك چهار درم كافور قيصورى مرواريد ناسفته از هريك يك توله داخل نمايند و بدستور مقرر مرهم سازند مرهم نيم به نسخهء حكيم على كيلانى صنعت آن آب برك نيم را در موم